۱۳۸۳/٥/۱٦

گرچه انسانی را در خود کشته ام

گرچه انسانی را در خود زاده ام

انسانی را در خود کشتم

انسانی را در خود زادم

و در سکوت مرگبار خود مرگ و زندگی را

شناختم.

و اکنون اين منم

من

بستری تختخواب بيخوابی شما

و شمائيد

شما

رقاص شعله ئی بر فانوس آرزوی من.

اکنون اين منم

و شما…

تو نمی دانی غريو يک ظلمت

وقتی که در شکنجه يک شکست نمی نالد

چه کوهيست!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: