۱۳۸۳/٥/۱٦

روزی از رؤيت نساء و زينت تن ايشان به تنگ آمدم و به گوشه ای دنج چون ماگ شدم…

يکی از ياران خوی بر همی گرفته بود و در گوشه ای فرود آمده بود.با وی درد خود همی گفتم که مرا  ديدن چنين خيل عظيم خوب رويان و نيک اندامگان سخت رنج آورده و گر بر سبيل اعتقادات گويند که حق را عدالتی فزون بر همگان است…پس چرا يدين ما را بر يکی از اين ادواف بند همی ننمايد…؟

وين  لغات همی از دهان برنگرفته بودم که رفيق از جای سزيد و بانگ برآورد که ای سخيف! باريتعالی خود چون به هنگام خلقت از آفرينش زيبارويان فارغ گشت، به نيوشيدن پرداخت و همی گفت که فتبارک ا… احسن الخالقين…و زانگاه از آنان خواست که وی را سجده کنند، که نکردند و از وی کليد بهشت خواستند…و چون باری تعالی خود بر زيبايی و نکويی ارادات روا دارد، کليد نزد آنان سپرد و خود بر پشت دربگاه بماند…و تا کنون کامی بر نگرفته است…

آنان که بينی بر حلقه ادواف همی گردند، جملگی خدام اين نيک اندامان نيک سيمايند که بهر تأمين امور مالی و سياحتی و بالاخص ارضاء انفاس جنسی گردآمده اند…

تو را خفتن به ز بيداری….


Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: