۱۳۸٤/٥/٢

پدرم هر روز در انتهای هر مکالمه تلفنی می‌گه: مواظب باش…از همه نظر.

همينقدر کلی.

و من حالا مراقبم. مراقب همه چيز. مراقب خودم ـ مراقب روحم ـ مراقب روانم.

من حتی مجبورم از همه چيزايی که توی ساختنشون دخيل بودم مواظبت کنم. هر چيز دو نفره‌ای ـ چون فکر می‌کنم هر چيز دو نفره‌ای ارزشمنده و همه چيزای چند نفره.

مهمه…مهمه…کاش يکی بفهمه.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: