۱۳۸٤/٥/٢٩

روزايی هستن که خوبن…شبايی هستن که بدن.

روزايی هستن که بدن…شبايی هستن که خوبن.

زمان از شدت عجيب بودن و بی‌تعريفی همچنان در هاله‌ای از ابهام می‌مونه. منطقن بايد الانا حالم خوب باشه. فقط منطقن…

من نمی‌دونم چمه…يه آدم روان‌پريش و بای‌پولار كه حالش به ساعت گرينويچ تغيير می‌كنه…يه شب اونقدر بده كه حالش از خودش به هم می‌خوره…يه شب آجره…يه روز صبح خوبه…ده دقيقه بعد شيزوفرنی از شونه‌هاش تراوش می‌كنه…واقعن خوشحالم كه وبلاگم خواننده نداره.

نكنه لوس و ننرم؟ نكنه اين علايم رو بايد جدی گرفت؟ نكنه اينا جز چس ناله چيزه ديگه‌ای نيست و نكنه من راست می‌گم؟ نكنه اين همون بحران هويته كه دامان بشريت رو گرفته و منم ازون قاعده مستثنا نيستم! ـ اين كه بعيده ـ نكنه بعيد نباشه؟

به علايم بالينيم كه مراجعه می‌كنم ضعف بارز عضلات ـ رخوت ـ پرخوری و حساسيت و زودرنجی بيداد می‌كنه…علايم روانی هم كه كلن حاكی از عدم تعادله…چمه؟ من مشكل اصليم فكر می‌كنم عدم درك صحيح از شرايطه…همين كه كلن نمی‌دونم چه مرگمه خودش بزرگ‌ترين مشكله. من دچار لوپ‌های متمادی و تو در تو شدم كه كلن چيز خاصی هم نيستن…سيكل‌های معيوب منو فراگرفتن و سوالای بی‌جواب يا يه چيزايی كه به مغزم خطور می‌كنن و من می‌فهمم كه اين جواب يه سواليه كه ممكنه به درد يه جايی بخوره ولی اصلن كمكی به من نمی‌كنه ـ‌حداقل در شرايط فعلي.

مغز من كلن با  واژه نظم ناآشناست و اين ظاهرن خيلی بده. تنها راه حلی كه به ذهنم می‌رسه اينه كه وكيل بگيرم.

چه می‌دونم

ولی طنز هم چيزه خوبی نيست چون با شوخی اشتباه می‌شه و آخرش بهت می‌گن: اوا…چه بامزه. در صورتی كه اصلن بامزه نيست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: