۱۳۸٤/٦/٥

برای خيلی‌ها روزای سختيه. برای تمام کسايی که توی همين جايی که من به‌دنيا اومدم به دنيا اومدن. کسايی که مثل هممون صدای مضطرب آژير خطر و اون آقايی که خبر پيروزی رزمندگان اسلام رو تو راديو می‌داد موزيک متن کودکيشون بوده.

همه اون کسايی که روزای برفی پای راديو آرزو می‌کردن که مدرسه‌ها رو تعطيل اعلام کنن.اونايی که صبح‌ها تقويم تاريخ می‌شنيدن. همه اونايی که از سرود ـ شد جمهوری اسلامی به پا… ـ تلويزيونو روشن می‌كردن و عكس گم شده‌ها می‌ديدن و اخبار شهرستان‌ها و برنامه كودك و جهاد سازندگی و سپاه پاسداران. تمام آدمايی كه ديدنی‌ها شادترين برنامه زندگيشون بود.

روزای سختيه چون نمی‌دونيم چی شد كه اينطوری شديم…اصلن كاری به سياست و اين حرفا ندارم ـ‌منظورم از اينطوری ـ‌ تفاوت از زمين تا آسمونيه كه اينجا آدما با هم  دارن. منظورم نگاه‌های چپ چپيه كه از در و ديوار نصيبمون می‌شه. منظورم تنهايی مفرطه كه اگه مآمن دوستانه‌ای نداشته باشی جلوی همه بالا مياری و می‌پوسي. من فقط از تفاوت‌ها حرف می‌زنم.

روزی كه احساس می‌كنی از خيلی آدمايی كه با هم شروع كردين جلوتری و چندسال بعد خودتو می‌بينی پيرتر از همه اون آدما. به‌جای همشون تقاص پس دادی به جای اونا قربانی دادی و جلوی هر چيزی كه بهت تحميل شده وايسادی و ساده‌ترين حقوقتو با جنگيدن به چنگ آوردي. جايی كه می‌بينی زياد تحمل كردی و پيرتر و سنگين‌تر از اونی هستی كه بايد باشي.

اگه به شعور و روح جمعی ايمان داشته باشی می‌فهمی اوضاع از اينم بدتره. مفاهيم اوليه زندگی رو كه يه جامعه به پشتوانه تك تك افرادش تجربه می‌كنه بايد يك تنه تجربه كني. حرفايی كه بديهی و مسلمن رو بايد خودت به تنهايی درك كنی و جورشو بکشی. ارتباط انسانی با آدما اونقدر پيچيده و نامفهوم می‌شه كه نمی‌فهمی چرا احساساتت به واحد ثانيه در نوسانه. نمی‌فهمی چرا جت روتال گوش دادن خوبه ـ‌ دوران پينك رو بايد گذرونده باشی ـ از متال هم سررشته داشته باشی و تا اسم مرلين منسون اومد از مهره هفتم يا دنده‌ای كه برداشته حرف بزني. چرا بايد فيلم زياد ببينی و هر چيز چت و بی‌ربطی رو ببينی و تا حد امكان اسمش يادت بمونه كه يه جايی بتركوني.

نمی‌دونم چرا دراگ معادل جسارت و دنياديدگی شده. نمی‌فهمم چرا همه می‌خوان بيس بزنن و شخصيت‌های متوهم اينقدر زياد شدن. نمی دونم چرا اينقدر هممون همه‌كاره و هيچ‌كاره‌ايم.

يادمه ۱۶-۱۷ سالگی خودمو كه با يه دختری دوست شدم و يه روز كه ازش پرسيدم كه چه خصوصيتی از من جذبش کرده گفت همين که جين پات بود برام کافی بود و من شاخ درآوردم. يادمه كه يه دختری وقتی دبيرستانی بودم چون خانوادگی روشنفكر بودن با هر پسری كه نشونه های رايج انتلكی رو داشت می‌خوابيد. يادمه هركی داعيه هنر داشت گيتار و سه‌تار ياد می‌گرفت.يادمه يه روزايی به عنوان برنامه دست جمعی هد می‌زديم. يادمه هر كی بيشتر هم خوابگی می‌کرد آدم معقولی به حساب می‌اومد. عتس و جوجو هم كه بجای خود.

اينا اصلن ناراحتم نمی‌كنه فقط از ديدن آدمای ۲۵-۳۰ ساله پير و بی‌انرژی حالم بد می‌شه. از حجم تجربيات سنگين و بی ربط خسته می‌شم. از اينكه بار زيادی رو دوشمونه افسوس می‌خورم. از اينكه تا بفهميم مدرنيته و دموكراسی و روابط آزاد انسانی چيه چند تا دوست رو از دست می‌ديم و همو به بدترين نحو جرواجر می‌كنيم بغضم می‌گيره. از اينكه تا فهميدن روحيات جنس مخالف سر راهمون آدما رو له كنيم و ده بار له بشيم نفسم بند مياد. از اينكه برای هر چيز ناچيزی از روانمون مايه بذاريم دردم می‌گيره. از اينكه برای آدمايی كه دارن تجربمون می‌كنن از روحمون خرج می‌كنيم می‌ترسم. از سپرهای رنگ وارنگی که جلومون نگه‌می‌داريم تهوع می‌گيرم. از تنهاييم می‌ترسم. از لگد شدن می‌ترسم. احساس می‌كنم بايد فرار كنم ولی حتی به جايی كه می‌خوام برم تعلقی ندارم.

دلم می‌سوزه از جريانی كه تباه می‌شه. دلم برای مردای شلوار پيله‌ای هم می‌سوزه. برای همه اونايی كه اعتقادای ده سال پيششون رو قايم كردن و آدمايی كه اعتقادای الانشون رو ده سال ديگه فراموش می‌كنن. برای كسايی كه هرچی می شنون رو قبول می‌كنن و اونايی كه هيچی رو قبول نمی‌كنن. ما تمام عمرمون تا اينجا به تقاص دادن گذشته و من دلم برای خودم…برای نسلم و برای همه كسايی كه خيابونا ارث پدرشونه و از صبح تا شب سر صد تومن دعوا می‌كنن می‌سوزه.

برای خودم دلم می‌سوزه.  برای ايده‌هام و برای آرزواها‌يی که با من بزرگ شدن.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: