حالات شیخ بوذر سلام ا… علیه

اگر شیخ ما امکان دهد مرا بر اقامه دلیل، دعوی کنم به عصمت شیخ. زان روی که بوذر تعالی فلک معرفت بود و ملک محبت و حالش اکبر جمله بود و شأنش اعظم دوستان

صمدالدین خطیب گرمساری نقل می کند که شبی در بیت شیخ خسبیده بودم و سر در خرقه کشیده. احتلام افتاد و به غایت سرد بود. خواستم غسل کنم. جامه برکندم و به حمام شدم ناگه شیخ بوذر علوی دیدم که خندان و تمام عریان بنشسته بر زمین. خلوتی کردی برای عبادتی یا از بهر فکرتی

صمدالدین خطیب گوید

چنان جستم که احوالم بشورید

به ناگه شیخ احشاء مرا دید

چو شیخم دید اعضاء خصوصی
بدستم داد یکی شلوار طوسی

بگفتا گر تو را شلوارتنگ است
مرا نان و نمک زین پس چو سنگ است

پس از صرف یکی قلیان ویک چای
برم شیخ صمد را نزد ای-وای

دهم شیخ شهید دوزد دو شلوار
ز اجناس کهن با طرح وآهار

شیخ چنان می زیست. با میهمانان رئوف بود و یاور هنرمندان. چو دست بافته می دید عنان از کف می داد و برطریق مروت به یاری می شتافت و طرح و ساز فراهم می ساخت تا هنر زنده دارد و سنن بر اوج رساند. گویند اگر زمانی سیم و زر از او دریق می داشتند و وفای به عهد همی نمی کردند، پاسخ به لبخند می داد و دوستی وانمی نهاد.

بر او خیر و برکا ت فزون باد

Advertisements

6 Responses to حالات شیخ بوذر سلام ا… علیه

  1. samad says:

    tu shenaas-naame Samad-o-Din nist’ha Abd-o-Samad-o-Din’e.

  2. samad says:

    :شب – داخلی – 360

    (صدای آلن دلون): ابوذر، ابوذر… حالا چی کار کنیم شهاب داره خاطره هامون رو کلن به (…) می ده. دیدی… دیدی گفتم بهش نگو

    (صدای بابای مارکو پولو): نه صمد جان! تو ناراحت نباش . توی این دنیا هیچ چیز جز خود شهاب کلن به (…) نمیره، تیریکـ رو حال کردی جون ابوذر؟ .

  3. aboozar( sheykhe shaltook)adamozele says:

    عالي بود. عالي. آقا بيا اين كاراي به درد نخورمونو ول كنيم نشر بزنيم كه 100% موفق‌تر.

  4. aboozar( sheykhe shaltook)adamozele says:

    الا طراح دوران نمره‌ات بيست
    كه عشقت در دلم با خون در آميخت

    زدي رندر به ما‍ژيك سياهت
    هرآنچه نقش بايد در هنر ريخت

    ترا با يك تلنگر بر كي‌بوردت
    تمام عالم معنا به هم ريخت

    تو آن طراحي كه مثلت در جهان نيست
    نبود تو مرا انداخت از ريخت

    تورا هر چه بنامم پر ثمر نيست
    كه نامت را ببايد در الك بيخت

    هر آنچه ماند تو را از نام قدسيت
    به يك باره درون آلفابت ريخت

    تو طراح درون خانه‌هايي
    من را بايد در دوزخ بياويخت

    چه گويم از وجود بي مثالت
    كه آن كوزه بشكست و آن پيمانه هم ريخت

  5. samad says:

    …من می گم بیاین کاست بدیم بیرون

  6. shahrooz says:

    شهاب جان از وقتي پدر شده ذوق هنريش اينطوري جلوه گر شده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: