برشی از کیک زندگی با سلاح سرد شخصی

روال طبیعی حیات هیچ ثانیه ای سکته یا توقفی ناخواسته رو در دل خودش جا نداده. همیشه سیر طبیعی اتفاقات و حوادث بدون وابستگی به حتی کیفیت زندگی ما آدم ها راه خودشون رو طی می کنند. قانون ها و پدیده ها به واسطه هیچکدام ازخواسته های ما تغییری رو پذیرا نمی شن. اما باز لابلای قوانین قرس و محکم هر اکوسیستمی، برای هر آنارشیست مسلکی، این امکان وجود داره که شیطنتی بکنه و خودش رو به رخ پدیده های ثبت شده دیگه بکشه.

نه فقط هر نظام دیکتاتوری بلکه سیستم تمامیت خواه طبیعت هم از این قانون مستثنی نیست. حتی طبیعت یک دنده و مستبد رو میشه به واسطه یک سرپیچی ناگهانی زیرکانه، به دردسر انداخت و چند وقتی به ریش نظام هستی خندید و صبر کرد تا دوباره راه خودش رو به سمت ما پیدا کنه و به قصد آدم کردن ما و زهرچشم گرفتن از»سرپیچی کننده» ای که قوانین رو زیر پا گذاشته، یک حالگیری اساسی بکنه.

وقتی زندگی برای تنبیهم به سراغم میاد، قیافه حق به جانب می گیرم و بدون اینکه باهاش چشم تو چشم بشم، پیففی می کنم و میگم:» تو که غیر ضد حال زدن کار دیگه ای بلد نیستی. بیا هرکاری می خوای بکن. زیرگاز روشنه مراقب باش کتری نسوزه. خواستی وصل شی اینترنت یه موزیلای جدید باز کن، یه وقت ویندو منو نبندی. ساعت هفت هم بیدارم کن کار دارم». بارای اول کار خودشو می کنه و ناجوانمردانه حالم رو مرغی می کنه. ولی چندبار که این لوپ طی شد وقت اشتباه بزرگ می رسه. برای رام کردن من، بهم مسئولیت میده و مبسرم می کنه. مبسر یک بخش بی اهمیت از زندگی خودم.

وقتی که برای اختیار بیشترجون می کنم، می فهمم که مبسر و صاحب اختیار فقط نیم ساعت از روزها بودن معنیش آماده شدن و برنامه ریزی کردن برای یه آنارشی گری دبش دیگس. این بار با چند تا سرباز بیشتر و این هم یعنی ضربه از چند جناح. یک شیطنت تمام عیار به روش چریکی و گند زدن به سیستم دو دو تا چارتایی حیات و فرز عقب نشینی کردن با این تفاوت که این دفعه تقصیر رو به گردن این عوامل شرور و حرف نشنو میندازی و دوباره درانتظار اشتباه بعدی طبیعت، یک گوشه آروم می شینی و وقت گذرونی می کنی.

برش های کوچک از کیک زندگی، قطعه هایی که با سلیقه ما و فقط خود ما تزئین می شن، لحظه های فراموش نشدنی زندگی. اورگاسم شهوتناک غریزه ای که لازم نیست در تخیلاتم خلق بشه. لذت زندگی، از کنار هم چیدن برش های کوچیکی که از کیک سرتاپا دستوری زندگی دزدیدم نقش می بنده. رخوت انتظاربرای تکمیل شدن کلکسیون شخصی، از برش های به سرقت رفته از کیکی که با بی سلیقگی تزئین شده و مجبور به خوردنش هستیم. و در آخر، داشتن کیکی برای تعارف به هم سفرهای قدیمی: رفق بزنید ، کار خودمه

Advertisements

One Response to برشی از کیک زندگی با سلاح سرد شخصی

  1. aboozar( sheykhe shaltook)adamozele says:

    age keyketam mese ghorme sabzit va neveshtehaat bashe, anam bashe payeye khordanesham, refigh.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: