دوگانه

رازهای کوچک و کثیف

بیدیسم


“You might be a manager, wearing suits at your work but I know your little dirty secret. You know you deserve to be punished.”


یکی همیشه مجرم شناخته می شد
یکی همواره خطا می کرد
یکی همواره سرزنش می شد

روزی سرزنش گرعصبانی شد و گفت که دیگر او را سرزنش نمی کند و دیگر مهم نیست که او چه می کند. از فردای همان روز آن یک نفر به دنبال سرزنشگر تازه ای گشت تا او را سرزنش کند و از روزی که رفت سرزنشگر بیمار شد و قوایش روز به روز تحلیل رفت تا مرد. سرزنش شونده آنقدر گشت تا یک سرزنشگز جدید پیدا کرد و تا ابد با شادی زیست و صاحب سه فرزند شد.



چند نفر آنطور زندگی می کردند و یک نفر اینطور
آن چند نفر هر روز به آن یک نفر می گفتند که آنطور زندگی کند
آن یک نفر مدام به شک می افتاد که مبادا باید آنطور زندگی کند
آن چند نفر هر روز به آن یک نفر می گفتند که روشت را ترک کن و آنطور زندگی کن
آن یک نفر را تردید فرا گرفت
یک روز باد تندی آمد و آن چند نفر را با خود برد
آن یک نفر به دنبال کسی می گشت که به او بگوید چطور باید زندگی کند
یک روز در یک میهمانی یکی را ملاقات کرد که بلد بود دستور بدهد
عاشق او شد و با او ازدواج کرد و صاحب چندین و چند فرزند شد



یکی بعد از از دست دادن سرزنشگرش هر چه گشت کسی را پیدا نکرد
یکی دیگر بعد از از دست دادن آنها که به او می گفتند چطور باشد هر چه گشت کسی را پیدا نکرد
این دو نفر یکدیگر را در یک جنده خانه ملاقات کردند
در حالی که یکی داشت از دست زنی میانسال شلاق می خورد و کیف می کرد
و آن یکی قلاده اش در دست دختری روس بود و هر کار که روسپی می خواست برایش انجام می داد


یکی دیگر هم یک روز جمله زیر را دید، آنرا روی کاغذی نوشت و برای سرزنشگرانش فرستاد

“If a man does not keep pace with his companions, perhaps it is because he hears a different drummer. Let him step to the music which he hears, however measured or far away.”

خواب هم خواب های قدیم. زمان اعلی حضرت خدابیامرز …

چندیست که خستگی را بهتر می فهمم. گذشته هایی نه خیلی دور خستگی شیرین بود و خواب ولرم بود و فشردگی حضورش را بازی وار گوشزد می کرد. این روزها ولی فشردگی انقباضی دردآوراست و خواب را باید به پابوس افتاد تا مگر با اکراه بیاید و دستی بر سرمان بکشد. روزهاست که بازار خواب رونق گرفته و ولع شهروندان به خواب های راحت شبانه کفه ترازو را به نفع تقاضا سنگین کرده و از این بازار آشفته رفاقت دیرینه میان من و خواب به زیانم تمام شده

خواب شبها گرفتار است. متقاضیان بی شمارند وهرج و مرج بازار امان سری به دوستان قدیمی زدن را به او نمی دهد. شب ها گرفتار است و صبح ها خسته از کار شبانه، بین راه ، سری می زند وهر روز انگار که در رودربایستی مانده مرا به تختم می برد وسایه سنگین منتش مرا به درگاه خواب می فشارد و می رود. هر بارکه چشم بازمی کنم چرک خستگی هنوز با من است. ترس دارم که بیدار شوم و فردا نیاید. این خواب مرا خسته می کند و من از خستگی خواب، دوباره به خواب می روم

این روزها هر اندامی حرف خودش را می زند. مغزم شبها بسان کودک شش روزه ونگ می زند. من که خوابم او بیدار می شود. بازیش می گیرد.غذا می خواهد و من ناچار چون درماندهمادری شیره جانم را به او می خورانم! بازی می خواهد. با آرزوهای دست نیافتنی اش همراه می شوم تا بلکه خسته شود، بخوابد و من هم دمی بیاسایم.
و می خوابد. تصاویر محو می شوند

پاها سر می رسند. درست پشت زانوها را می فهمم. سرد می شوند و آرام نمی گیرند. چه شده؟ چکارت کنم؟ چاره ای نیست. بلند می شوم و راه می روم. کاری ندارم بکنم! باید این ها را هم به مرز خستگی رساند. سیگاری آتش می زنم و طول و عرض خانه را قدم می زنم. جایی زیر گلو ورم می کند. دود آزارم می دهد. وزنه ای روی قفسه سینه ام سنگینی می کند و ریه هایم به سختی باز و بسته می شوند. مصیبت دوباره! مغز بیدار شد

این داستان ادامه دارد. آنقدر که من خسته شوم، از پا دربیایم و خواب برسد و نگاه پرمنتش را به تخت بدوزد و بگوید زود باش، دیرم شده. خسته ام

خواب ها خودشان هم این روزها خسته اند

Advertisements

One Response to دوگانه

  1. Mazoo says:

    Be nazare man in 2 3 maaho nime vaght too ye cafe kaar kon!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: