دنیای سرمایه‌ داری- کالا- عوضی بازی-ما-سیبل

یک شاخص مهم دنیای سرمایه‌داری اینه که نیروی کار تبدیل به کالای قابل عرضه به بازار می‌شه. همه چیز در وجود کالا تعریف می شه. اصولن محصول‌ها یا کالاها فارق از جنبه کاربردی و تسهیلاتی که برای انجام کارها و بالا بردن سطح زندگی در اختیار ما که مصرف کننده های اونها هستیم قرار می‌دن حق بزرگی به گردن ما آدمها دارند. یک کالا نقش کاتالیزور رو در روابط انسانی ایفا می‌کنه و یک راه حل بی‌نظیر برای جمع و جور کردن روابط جوامع فراهم می‌کنه

اول اینکه، ایجاد کار می‌کنه
دوم اینکه، بستری می‌شه برای تخلیه افکار و افراد می‌تونن نگرش ها و فکرهای خودشون رو با بوجود آوردن یک محصول انتقال بدن. البته، در دنیای تولید انبوهی این روزها کارکردن برای یک کمپانی و عضویت در ساخت محصول ها و یکی از صدها عضو تیم های کاری یک برند بودن جای فعالیت انفرادی رو پر می‌کنه
سوم اینکه، معیاری می‌شه برای سنجش توانایی جوامع و خورده جوامع و گروه ها و تا حد زیادی جای جنگ بدنی و کشت و کشتار رو می‌گیره. و آخر اینکه، ایجاد سرگرمی و فانتزی می‌کنه

جوامع صنعتی ، بجای دعوای تن به تن کردن با ابزار محصول ها با هم دعوا می‌کنند. به جای روی تریبون رفتن و برای دیگران شاخ و شونه کشیدن محصولات بهتر با تکنولوژی بهتر تولید می‌کنند. کشور گشایی با جنگ منسوخ شده و کشورگشایی با سوپربرندها جاشو گرفته. مرزهای جغرافیایی جز برای ما که محور شرارت هستیم کم رنگ می‌شن و محصولی از فلان کشور آدم های خودشو در بهمان کشور داره. مرزها کم رنگ می‌شن و نیش مارکت ها پر رنگ

کشورهای صنعتی مردم آرومتری دارن! کشوری که محصول تولید نکنه برای مردمش اتفاق های بدی می‌افته. برای نمونه، وقتی در جایی کاری به مفهوم نوین اتفاق نمی‌افته یعنی فکر و نیروی آدم ها صرف به وجود آوردن محصولات نمی شه اولین عارضه خودنمایی می‌کنه. ذهن بیکار و بیمار. توجه داشته باشید که این نظر شخصی من نیست بلکه قانونی ثابت شدس که وقتی فکرها تجسد پیدا نکنند و تبدیل به یک خروجی جسم دار یا یک اتفاق نشن و در ذهن خالقشون بمونن دچار پوسیدگی می شن، کپک می زنن و برای خارج شدن راه های گریزی پیدا می‌کنن که با منطق بشری فاصله دارن

دیالوگ امروز دنیا به واسطه کالا داره اتفاق می افته و اگه دنبال دلیل برای عقب موندن کشور خودمون یا کشورهای بدبخت دیگه می‌گردید اطمینان داشته باشید که یکی از اولین دلایلش نداشتن تولیده. ما ایرانی ها که با پول نفت زنده‌ایم و معنی کار برای اکثر مردممون نشستن پشت میز با دمپایی و هورت کشیدن نیم ساعت یکبار استکان چایی و اس ام اس زدن و بروکراسی بی انتهاست در حقیقت دیالوگمون رو با جهان قطع کردیم. چیزی که محصول ها برای ما میارن پیام های ارسالی از مناطق فقیر نشین چین و بوتیک دارهای خیابون لال الی استامبول و مونولوگ برندهای لوازم خانگی اروپاییه . ما هم خودمون با خودمون با داروگر و چیتوز و پاتن جامه و باقالی پولو با محسن و امثال اینها ارتباط برقرار می‌کنیم

این رو فراموش نکنیم که ذهن آدم های بیکار یک جامعه آرام آرام بیمار می‌شه و هیچوقت آدم های بیکار دست رد به سینه جنگ و درگیری و کشمکش نمی‌زنند. وقتی میشه برای به رخ کشیدن دقت بالا یک کالا تولید کرد که فک رقبا پخش زمین بشه دیگه نیازی به بمب بستن به آدم ها و با دقت اجرا کردن نقشه های بمب گذاری انتحاری نیست! برای نشون دادن جسارت و جرات می شه وارد یک بازار بزرگ با وجود غول های اون بازار شد و نیازی به این نیست که جوون ها روی مین راه برن و بمیرن و ماردهاشون به چاقال ترکیده بچه هاشون افتخار کنن

اگه فکر آدم به خروجی منتهی بشه دوست ها دوست می مونند و غریبه ها غریبه. فراموش نکنیم که وقتی سیبل نباشه آدم ها همدیگه رو نشونه می گیرن. کالا یه جور سیبل می‌تونه باشه برای ما آدم ها که فراموش می‌کنیم بزرگترین قابلیتمون اینه که قاتل های حرفه‌ای هستیم

Advertisements

6 Responses to دنیای سرمایه‌ داری- کالا- عوضی بازی-ما-سیبل

  1. golrokh nafisi says:

    مردم به فروشگاهها میرن و پای صندوق با خرید محصول دلخواهشون به اون رای میدن
    و رهبر بازار رو بدون تقلب انتخاب می کنن
    …رهبری که قدرتش به انتخاب مردم بر می گرده
    و برای انتخاب شدن همیشه باید سعی کنه که نیازی انسانی رو رفع کنه

    ..خیلی باهات موافقم
    وقتی بستری برای رقابت ذهن ها و ایده ها نیست
    آدمها تک تک.. با بدنهاشون و به تنهایی به رقابتی مریض و ابدی با هم می پردازن

  2. MEHRNOOSH says:

    گرچه حرفات قشنگ بود ولي من چندان موافق نيستم باهاش! در دنياي سرمايه داري برند ها و شركت هاي بزرگ اونقدر بازار رو تسخير مي كنن كه ديگه جاي چنداني براي تخليه ي افكار و انتقال نگرش ها ي بقيه نمي مونه! بر عكس نظر گلرخ من فكر مي كنم كه اين انتخابات پر از تقلب هست و باعث ميشه مردم لزوما بهترين كالا رو اانتخاب نكنن. البته با باقي حرفات كه راجع به ايران هست موافقم!

  3. Shahabchi says:

    مهنوش، اول مرسی از نظرت

    توضیح اینکه، قبل از هر چیز باید فردیت محض رو فراموش کرد. انسان به هر حال باید عضوی از یک مجموعه باشه و مجموعه های کلان این زمانی که ما داریم توش زندگی می‌کنیم بر پایه اقتصاد بنا شدن. آمارها عمومن نشون می دن که آدمها بهترین کالاها رو انتخاب می کنن و این انتخاب بر پایه میزان سود دهی و خدمات و لایف استایلیه که اون کالا در اختیار مخاطب هاش قرار می ده

    وجود تقلب و سلب شدن آزادی فردی رو رد نمی کنم اما باید قبول کرد که اقتصاد پویا و وجود همین برندها از وقوع جنگ تاحد زیادتری نسبت به نبودشون جلوگیری می کنن. دفاع متعصبانه از سرمایه داری رو قبول ندارم و به هر حال مثل هر سیستم دیگه زمانی می رسه که نگرش جدیدی معادله جهانی رو تعیین می کنه ولی سیستم فعلی در هر جایی که فعال هست رد پایی از جنگ اونجا نمی بینی و معادله ها لا اقل در دنیای فیزیکال صلح آمیزتره و روابط انسانی تعریف شده تر

    تقلب و جنگ و استسمار ویژگی های انسانی هستن و انسان متفکر سعیش بر اینه که با خلق سیستم های جهانی و فراگیر اجازه نده که این ویژگی ها و خشونت توی هر لایه ای به سایر ویژگی های مثبت احاطه پیدا کنه. مثلمن ، من طرفدار دو آتیشه این سیستم نیستم اما واقعیت اینه که صنعتی شدن و وجود سیستم های سرمایه داری واقعیت های تجدد امروز هستن و به هر حال از سیستم سنتی و عقب مونده ما جواب بهتری دادن و فعلن دارن می دن

    و آخر اینکه افکار همیشه برای آزاد شدن و به خروجی رسیدن مشکلات زیادی داشتن و خواهند داشت و فاکتور شانس رو هیچوقت نباید فراموش کرد. نظر نهایی من اینه که وجود هر سیستمی به نبود سیستم ارجحیت داره و سیستم ها کهنه می شن. سیستم مرز بندی جغرافیایی سیستم کهنه شده ایه

  4. MEHRNOOSH says:

    من واقعا نسبت به اين آمارهايي كه ميگي شك دارم! من فكر مي كنم مردم بيشتر تحت تاثير تبليغات انتخابشون رو مي كنن تا ميزان سود دهي. مثال هم صدها برندي كه بيشترين فروش رو دارن ولي بهترين جنس نسبت به قيمت نيستن. البته مي توني بگي كه خب ذهن خلاق ماركتينگ داشتن و منم قبول دارم ولي حرفم چيز ديگه اي بود.

    من اين صحبتت رو راجع به جلوگيري از جنگ نمي فهمم. چيزي كه من مي بينم له شدن شركت هاي كوچيكه. بيشتر شبيه يه ديكتاتوري مي مونه. به نظرم اقتصاد كشورهاي سرمايه داري نمونه ي عيني جهان تك قطبيه.

  5. golrokh nafisi says:

    .. در باب تبلیغات:
    مردم تحت تاثیر تبلیغات ممکنه که یک بار یه چیزو بخرن اما هیچ وقت تحت تاثیر تبلیغات به این نتیجه نمی رسن که یه چیز بد مزه خیلی هم خوشمزست
    یا یه لباس تنگ براشون اندازه ست
    یا یه مایع ظرف شویی بد ظرفاشون رو خیلی هم خوب شسته!
    چون کافیه تا سر کوچه برن و یه مایع ظرف شویی دیگه رو امتحان کنن
    حتی در ایران خودمون که مردم هنوز خیلی به قدرت انتخابشون واقف نیستن هوش جمعی کالای مصرفی درست رو انتخاب می کنه
    چون به اون کالا نیاز داره و فرصت امتحان کردن و سنجیدن داره
    در کشورهای اوروپایی هم مردم گاها علاوه بر سود شخصی .. دستمزد کارگر سازنده کالا یا قابل بازیافت بودن یا نبودن و حتی پروسه تولید (که آیا از حیوانات آزمایشگاهی برای تولیدش استفاده شده یا نشده)
    رو هم بررسی می کنن
    این تصور که تبلیغات مردم رو گول میزنه در جایی که اون مردم به نیازشون واقفن و تفاوت اون دروغ رو با حقیقت می تونن تست کنن مدتهاست که غیر ممکنه!
    برندها الان به عمر طولانی تری جز یک بار فروش فکر میکنن
    !در نتیجه باید به توافقی طولانی تر
    گفتن حقیقت
    و سود دو طرفه فکر کنن
    و اولین رسالت تبلیغات در حال حاضر پیدا کردن مخاطب صحیح و آگاهی دادن راجع به اون کالاست
    و اما در باب اینکه شرکت های بزرگ دنیا رو تسخیر کردن! و جایی برای افکار نیست :
    همزمان با این رشد زیاد شدن رسانه ها اتفاق افتاده
    تا حدی که رسانه های محلی و شخصیی به وجود اومدن که توش میشه تبادل فکرها رو دید
    .. و اساسا جریانات محلی ..منطقه ای . و بومی الان موضوع جذاب همون شرکت های بزرگه برای هرچه بیشتر نزدیک شدن به خواسته مردم که البته منجر به سود بیشتر هم برای خودشون میشه
    ..نابود شدن شرکت های کوچیک هم انقدر ها هم احساسی نیست یه نسل از سازمانها جاشونو به یه نسل دیگه از سازمانها میدن
    و خیلی موقها نابود هم نمیشن و به یه حالت سمبولیک و تشریفاتی تبدیل می شن.. مثل خیاطی ها و نجاری های و نانوایی های کوچک در شهر های قدیمی اوروپا..

  6. golrokh nafisi says:

    جای گفتن ترکیب های انتزاعی ..دنیای سرمایه داری.. شرکت هایبزرگ و جهان خوار..اقتصاد تک قطبی.. بیاید چند تا از این محصولات جهان تک قطبی سرمایه داری رو بررسی کنیم:
    شرکت گوگل
    برند آیکیا
    برند نوکیا

    به گمانم هر سه رو استفاده کردید
    هر سه.. بزرگ و جهانیند
    و هر سه تا جایی که ممکن بوده به شکل خواسته ما در اومدن
    وبه اون چیزی که ما حقیقتا احتیاج داشتیم جواب دادن
    و خودشون تا دسته هم سود کردن
    دنیای سرمایه داری با اون مفهوم قدیمی رو به پایانه

    welcome to the mass customization world!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: