امید به حل مسئله در جامعه ایده پرداز

keyhan-gam-parsiblog-zohoor

امیدواری

کافی است در طول چند هفته اخیر تیترهای روزنامه کیهان را خوانده باشید، تلویزیون ایران را  نگاه کرده باشید، وب سایت خبرگزاری های دولتی را دنبال کرده باشید و یا سخنانی را از تریبون های دولتی و حکومتی شنیده باشید، در این صورت شما در معرض جنگی روانی قرارگرفته اید. ابتدایی ترین هدف حملات روانی، سرکوب امید در مخاطب است. آیا جنگ روانی رسانه های دولت ایران و فشارهایی که بر مردم و سران اصلاح طلب وارد می آید منجر به نا امیدی مردم خواهد شد؟ منشا امیدواری یا حتی نا امیدی درباره آینده این جنبش مردمی کجاست؟ امیدواری جمعیت شکل دهنده این جنبش به آینده نقش کلیدی در پیشروی و کسب موفقیت آن خواهد داشت. از آنجا که یکی دیگر از اهداف حملات روانی ذکر شده تحت فشار قرار دادن مخاطبین برای قبول شرایط دیکته شده است، بررسی منبع شکل گیری امیدواری و چگونگی حفظ آن حائز اهمیت می باشد. در سطور پیش رو، با بررسی حرکت اجتماعی شکل گرفته در ایران، از دیدگاه خلاقیت و حل مشکل [۱]، به پرسش های فوق پاسخ داده می شود

مجموعه رفتارهای سر زده از حکومت ایران و بدنه اجتماعی شکل دهنده، حمایت کننده یا تحت حمایت آن، لااقل برای طبقه متوسط، به عنوان یک مسئله مطرح است. از دیدگاه علوم شناختی،  یک ارگانیزم هوشمند با هدف تغییر شرایط حاضر برای رسیدن به شرایطی مطلوب فرض شده، به پردازش مسئله (مشکل) می پردازد. یافت مشکل، شکل دادن صورت مسئله و حل مسئله (مشکل) سه مرحله کلی این فرایند شناختی هستند. در حرکت اجتماعی شکل گرفته در ایران،  حضور میلیونی مردم طی ماه های اخیر نشان دهنده  دغدغه ای ذهنی است که ریشه در تمایل به ایجاد تغییر در شرایط موجود و نیل به سمت شرایط فرض شده ای در آینده دارد. در ایران، تمایل به حل یک مسئله فراگیر اجتماعی، بدل به جنبش و حرکتی اجتماعی شده است

مشکل و پیچیدگی های آن

جنبشی که سبز نام گرفته است تا کنون منجر به حل مشکلی نشده است . دلیل این امر این است که این حرکت در مقطع  حل مشکل قرار ندارد. یافتن، تعریف و اولویت بندی مشکل به ویژه در مقیاس اجتماعی نیاز به زمان دارد. در فرایندی که تاکنون طی شده مشخص شده است که مشکل در لایه‌ ای به نام قانون قرار دارد. و حرکت اخیر مردمی منجر به آن شده است که توافقی حول چیستی مشکل حاصل شود. اصلاح ساختارهای سیاسی با تمسک به  قانون اساسی از اهداف اصلاح طلبان بوده و هست. در عین حال، قانون اساسی ایران دارای ایراداتی است، پاسخگوی خواسته ها و حقوق لایه های مختلف اجتماع نیست و خود نیازمند تغییرات اساسی می باشد. اصلاح طلبان قصد داشتند که با در دست گرفتن ارگان هایی که کارگزاران آنها از طریق انتخابات و توسط مردم منصوب می شوند تغییرات مد نظر خود را در ساختار سیاسی ایران اعمال کنند و با تکیه بر حمایت مردم نقش نهادهای تک قطبی اعمال قدرت را کم رنگ نمایند. با بیرون رانده شدن اصلاح طلبان از نهادهای حکومتی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی با شعار بازگشت به قانون اساسی و ایجاد تغییرات در چهارچوب قانون اساسی به میدان رقابت انتخاباتی قدم گذاشتند و پس از برگزاری انتخابات نیز همواره نقش قانون را پررنگ قلمداد کرده و خواستار اجرای قانون شده اند. با رجوع به استراتژی پیشین و کنونی اصلاح طلبان و همینطور خواسته مردم در اعتراضات اخیر، از دیدگاه حل مسئله، اجرای قانون (موجود) به عنوان مسئله مطرح می شود و این امر که قوانین خود دارای مشکلاتی هستند و می بایست اصلاح شوند در اولویت بعدی قرار می گیرد. در این بین، جنس اعتراضات مردمی نیز بر حق طلبانه بودن این حرکت صحه گذاشته و آن را از جنبش های ایدئولوژیک جدا می سازد.  تبیین صورت مسئله دقیق و مشخص و تلاش برای یافتن راه حل، دو مرحله باقی مانده هستند

از منظر حل مسئله

پاسخ، حالت یا عنصر یا چیزی غایب است. آنچه غایب است را می بایست اول شناخت و سپس یافت. صورت مسئله به عضو یا حالت غایب اشاره می کند و راه حل به نحوه یافت آن. آنچه که درباره جنبش سبز امیدوارکننده است این است که بخشی از جامعه ایران به وجود عنصری غایب پی برده است و ناکارآمدی چیدمان و تفکر فعلی را رصد کرده، به برطرف کردن آن، اولویت و فوریتی بالا داده است. آشکارا، آگاهی از وجود چنین مشکلی پیش از این نیز وجود داشته اما آنچه حائز اهمیت است وارد شدن جامعه به وادی عمل است.

پیش از برگزاری انتخابات شاهد بودیم که طرفداران نامزدهای اصلاح طلب تلاش می کردند که تحریم کنندگان انتخابات را به شرکت در آن مجاب کنند. وجه اشتراک هر دو گروه در پیش بینی تقلب در انتخابات بود. گروه اول شرکت فراگیر را مانعی در راه تقلب می دانست و گروه دوم شرکت در انتخابات دروغین را بی ثمر. در این بین نکته حائز اهمیت، نه تفاوت نظر دو گروه موافق بلکه ورود طرفین به مرحله‌ای اجرایی و برداشتن یک گام اساسی، لااقل، برای ایجاد تغییر یا پرده برداشتن از واقعیتی انکار ناپذیر بود

اگر از منظر حل مسئله و دیدگاه خلاقیت، هر فرد را با واحد یک ایده بسنجیم می توانیم بگوییم که با درگرفتن بحث شرکت در انتخابات و انتخاب نامزد مورد نظر هر فرد و بالا گرفتن شور انتخاباتی، ایده های تک یاخته ای یکدیگر را در خیابان ها و اجتماعات ملاقات کرده و پا به عرصه خودآگاهی گذاشته اند. انتخابات گزینه ای فراهم آورد که هر ایده برای نیل به هدف خود ملزم به برداشتن گامی مشترک با دیگران شد و پایه گذار شکل گرفتن ایده‌ای اجتماعی گردید. این خود موفقیتی بزرگ برای جامعه ایران به شمار می آید. پس از انتخابات نیز به دلیل مواجهه با عکس العملهای خشن و خارج از منطق حکومت این ایده اجتماعی در زمانی کوتاه تر از معمول به کنشی اجتماعی بدل گشت

از این دیدگاه، تا زمانی که اعضای یک گروه کاری به درکی مشترک از مشکل نرسیده اند فرایند حل مسئله آغاز نمی شود. پیش از هر اقدامی نیاز است که اعضای جامعه از تصویری که هر یک از مشکل در ذهن خود ساخته اند آگاه شوند و  با ساختار ذهنی یکدیگر را بشناسند. مشابه این روند برای جامعه ایران رخ داده است. هر ایده (فرد) موضعی را برگزیده و به تبادل نظر با دیگر ایده ها (افراد) می پردازد، اجتماعات شکل می گیرند و ایده ها توسط یکدیگر دیده می شوند. برای رسیدن به هدف خود راهی عملی (شرکت در انتخابات و انتخاب نامزد) بر می گزینند. انتخابات برگزار می شود و  ایده اجتماعی بازخوردی دریافت می کند. این بازخورد منجر به کنشی اجتماعی می شود که در حقیقت واکنشی است بر آمده از درکی مشترک نسبت به مشکل و بازخورد دریافت شده

091108134502_zarre1

عکس: علی زارع

مرحله آتی کسب اطلاعات بیشتر از مشکل است چرا که پیش تر بیان شد که گروه یا جامعه از وجود مشکل آگاه بوده است.  آنچه با اهمیت است جلب شدن توجه جامعه به جمعیتی دیگر از ایده ها و مولفه هایی است که یا در بوجود آوردن مشکل نقش دارند و یا به نحوی بر چگونگی و کیفیت وجودی آن تاثیرگذار هستند. اینکه ایده هایی مخالف نیز در این وادی حضور داشته اند واقعیتی است که از پیش درموردشان آگاهی وجود داشته اما درک چیستی و چگونگی تعامل و رفتار آن دسته از ایده ها با خارج از خود و ساختارشان چیزیست که به تازگی توسط ایده اجتماعی سبز فهمیده و درک می‌شود. در حقیقت شرایط کنونی از لایه درونی تری از مشکل جامعه ایران پرده برداشته و امکان فهم عمیق تر آن را مهیا ساخته است. با اینکه ایده اجتماعی سبز به سدی برخورد کرده است که سعی دارد این جنبش را دوباره به همان صورت ایده های فردی متفرق کند اما حتی در حین متفرق شدن فرصتی به ایده ها دست می دهد تا با کمی درنگ به عقب نگاه کنند و بدنه ایده ای اجتماعی که عضوی از آن بوده‌اند را با چشم حیرت برانداز کنند. حضور اعتراض آمیز سبزها منجر به آن شد که هر یک از اعضاء قامت اجتماعی خود را نیز به چشم  ببیند و تصویری از آن را در خاطر ضبط کند. اینجاست که داشتن یک تصویر بزرگ منجر به خودآگاهی این بخش از جامعه می شود. دید جمعی همان تصویر مشترکی است که گروه یا جمعیتی را از خود و ارتباطش با محیط و مشکل آگاه می سازد. دیدن چنین تصویری برای حل هر مسئله ای الزامی است و وجود آن هر تیم و جمعیتی را به موفقیت امیدوار خواهد ساخت. فراموش کردن چنین تصویر شهودی به سادگی اتفاق نمی افتد و در صورت ادامه روند حل مسئله به کار می آید و به مرور کامل تر شده و تغییر می کند

i25_19411881

امیدواری

امیدواری معلول شرایط و زمان و عوامل متنوعی است اما آنچه همواره در میزان امیدواری یا نا امیدی اعضای جامعه موثر است تصویری است برآمده از آگاهی نسبت به آرزو یا اهداف مقرر در آینده. این تصویر، چشم اندازی است از حالت مطلوب و یا چشم اندازی از راه ها یا ابزارهای رسیدن به شرایط مطلوب. در مورد جنبش سبز، مردم عضویت در بدنه ای عظیم را تجربه کرده اند و خود را هم از درون و هم از بیرون  نظاره کرده و ثمره قدرتشان را، که بصورت انفرادی هرگز قابل دست یابی نبوده، چشیده اند. بی شک این مردم راهی جز پیوستن دوباره به یکدیگر را برای نیل به اهداف شخصی و اجتماعیشان نخواهند داشت و انتخاب هم نخواهند کرد. حال ممکن است بر حسب تجربه راهی کم هزینه تر را برگزینند اما لذت تشکیل و عضویت در بدنه عظیم اجتماعی را از دست نخواهند داد. داشتن چنان تصویری در حافظه که می توان آن را دید اجتماعی نامید همان عاملی است که منجر به بقاء  امیدواری می شود و اگر نا امیدی هم شکل گیرد در اثر وضوح کم، خدشه وارد شدن به آن تصویر، فراموشی و یا حتی نگرانی از دوباره شکل نیافتن آن است

علاوه بر این، عاملی دیگر که منجر به حل یک مشکل یا مسئله اجتماعی می شود اینست که ایده اجتماعی فرصت آزموده شدن پیدا کند. یک حرکت یا ایده اگر زمان اجرا و نتیجه گیریش منطبق بر هم باشد یا شکست خواهد خورد یا منجر به نتیجه ای جدا از هدف مطلوب خواهد شد. رمز به نتیجه رسیدن یا تکامل یک ایده امکان آزموده شده آن است. زمانی که یک ایده به اجرا در می آید، تجسد می یابد. اینکه یک ایده پرداز یا جامعه ایده پرداز بتواند مولفه های تاثیرگذار بر ایده اش را، آن زمان که عملی شده بشناسد و میزان تاثیرگذاری ایده اجرا شده را بر محیط و بالعکس بسنجد، آن وقت می توان به حصول نتیجه ای مطلوب امیدوار باشد چرا که ایده به تناسب درکی صحیح از واقعیت پیش خواهد رفت، پویا و کامل تر خواهد شد و دیدی فراگیر از مجموعه عوامل شکل دهنده مسئله پیدا خواهد کرد

مولفه زمان

به پردازش مشکل که باز گردیم درخواهیم یافت که اینک در ابتدای راه هستیم. مشکل، خود را در قالب هیبتی سیاه رنگ  سوار بر موتور و مسلح به باتوم و گاه با لباس شخصی و مسلح به گلوله و زندان و شکنجه و امراض جنسی نشان داده است. اما در پردازش مسئله، این خود مشکل نیست. این جاییست که مشکل نمود پیدا می کند. و در عین حال مشکل یکی نیست و می بایست طبق اولویت مسئله را یافت و حل کرد. بر همین اساس می توان با اطمینان اذعان داشت که جنبش سبز به زمان نیاز دارد و زود به ثمر رسیدن آن مساوی با شکست آن است. زمان، مقاصد زیر را تامین می نماید

الف. رسیدن به نتیجه مطلوب مستلزم کسب اطلاعات کافیست. اطلاعات به واسطه وقوع اتفاقات  نیز تولید می شوند. گذر زمان و به ویژه با در نظر گرفتن اتفاقاتی که در مقطع کنونی در درون حکومت در حال وقوع است باعث می شود تا تفکر مقابل اطلاعات بیشتری از خود متصاعد کند. در مقابل بدنه اجتماعی نیز اجازه می یابد تا از درون خود تولیدات بیشتری ارائه دهد و راه های اطلاع رسانی موثرتری را به وجود آورد

ب. جنبش سبز با بدنه وسیع مردمی، پتانسیل معرفی نخبگان و قشر اجرایی و مولد فکر بالایی را دارد. بدنه اصلاح طلبان بازداشت شده اند، تعداد زیادی از روشنفکران در طول سه دهه گذشته به قتل رسیده اند، برخی به خارج از ایران کوچ کرده اند یا ارتباطشان با بدنه جامعه قطع شده است و از جریان روز دنیا و پیشرفت تکنولوژی جا مانده اند و یا اجازه حضور یا ظهور پیدا نکرده اند. از این رو با گذشت زمان و ایجاد بستری برای فعالیت نیروهای به ویژه جوان می توان به آینده این حرکت امیدوار ماند

ج. رسیدن به راه حل مطلوب نیازمند تجربه است. چهره ای که حکومت از خود نشان داده است چهره ای جدید نیست و وارد بازی جدید با چیدمانی جدید شده است. مقابله با این رفتار نیازمند کسب اندک تجربه ایست که از شناخت بهتر خود و طرف مقابل حاصل می شود. مرور تاریخ و رجوع به فعالان مجرب خود نیاز به زمان و درنگ دارد

د. در نگاه شناختی به فرایند حل مسائل، رسیدن به پاسخ یا گام نهادن در راه های مفید و هدفمند گاه با بروز پدیده ای به نام جهش بصیرتی همراه است. این پدیده همان لحظه ایست که درک از شرایط و مولفه ها منجر به آگاهی شده و فرایند را با جهشی رو به جلو مواجه می سازد. لازمه وقوع چنین پدیده ای که ریشه در دید فراگیر از شرایط کنونی و آتی دارد نیازمند صرف زمانی است که به زمان نهفتگی شهرت دارد (به معنی زمانی که مرغ بر روی تخم می خوابد). یافتن راه حل برای هرنوع مسئله ای چه در مقیاس فردی و چه در اشل اجتماعی نیازمند تولید، یافتن، هضم، بایگانی، ارزیابی و پردازش مقادیر گسترده ای اطلاعات است. چنین پردازشی تا رسیدن به حالت مولد خود به خود نیاز به زمان و مراقبت دارد

graph-1

نقش اجتماعی

نقش افراد آگاه در جامعه در این مقطع حساس و روزها و ماه های پیش رو بسیار تعیین کننده است. این جنبش نه تنها به دلیل ایرانی بودن آن بلکه به دلیل وقوعش در قرن بیست و یکم بر پایه نظریه یک یا چند فرد و یک ایدئولوژی و یا یک حزب خاص شکل نگرفته. این حرکت قائم به فرد نیست و بنا بر اجتماعی بودنش جز با حرکت های جمعی و گروهی به ثمر نخواهد نشست. دلیل اصلی شکل گیری و موفقیت نسبی آن تا کنون در حق محور بودن آن است و تکیه بر بدنه جامعه. رهبران آن هرگز تندتر از جامعه حرکت نکرده اند و دیگران نیز نباید چنین کنند چرا که جنبشی اجتماعی است. این جنبش داستان اقلیت های آگاه و اکثریت های ناآگاه است و پیروزی آن منوط به کاستن از نا آگاهان است. در چنین شرایطی شعار هر ایرانی یک رسانه بیش از پیش معنا می یابد. نقش افراد آگاه را می توان لا اقل در چند مورد زیر شرح داد

الف. اطلاع رسانی به افراد دور مانده از اخبار

ب. تولید تحلیل یا پخش تحلیل های معتبر و مستند

ج. ایجاد فرصت و امکان برای سایرین در راستای تولید فکر و اجرای ایده ها

د. نگهداری و مراقبت از جنبش سبز به شکل یادآوری وقایع، ایجاد امیدواری و یا آرشیو اخبار، تحلیل ها و هر کار دیگری که از کم رنگ شدن یا فراموش شدن دید اجتماعی حاصل شده جلوگیری کند

ه. ایجاد و تقویت شبکه های اجتماعی هر چند کوچک و کار در قالب گروهی

Advertisements

2 Responses to امید به حل مسئله در جامعه ایده پرداز

  1. bardiamashhoodi says:

    شهروند الکترونیکی نازنین
    همون طور که گفتی نقش روشنفکر باید عوض بشه. یعنی در واقع به نقش و تعریف درست یک روشنفکر برگرده که اگر اندیشه ای داشته باشه بدون اینکه که اثری در جامعه ایجاد کنه روشنفکر خوانده نمی شه ولی من نمی تونم خیلی درک کنم که این نئو روشنفکر ایرانی که تو می گی کیه و چیه؟ من گمانم بر اینه که چیزی که لازمه نزدیک شدن واسط های انتقال دهنده است که فکر می کنم همون چیزی باشه که تو هم می گی ولی من اگه باشم بهش لزوما نمی گم روشنفکر. همه فکر می کنند , جنبش سبز ما ایدئولوژیک نیست و یک رهبر نداره. ولی همه تحلیل گر خوبی نیستن-گرچه می تونن باشن- , همه سیاست مدار نیستن , همه خوب کامپیوتر نمی دونن و مهم تر از همه , همه نمی تونن معروف باشن! اندیشه ای که من تولید می کنم رو ده نفر می شنون , مال دیگری رو پنجاه نفر.بایدبه فکر کرد به یک سری پیوند های تخصصی برای رسیدن به هدف. برای رساندن فکر. من فکر می کنم که آدم ها با وجودی که همه با تمام وجود درگیر مسائل هستن نباید فراموش کنن که نقطه ی قوت و تاثیر گذاریشون جایی که بتونن قابلیت و تخصصشون رو به کار بگیرن. قوا باید پخش بشه. همه نباید یه کار بکنن. و حق با توه که همه باید یه رسانه باشن تا بشه در سطح گسترده تری به اندیشه ی مشترک رسید…
    از تقسیم بندی متن و طرح مسئله ات خیلی خوشم اومد گر چه یه کمی برای من ثقیل بود
    وشهروند های الکترونیکی خیلی نقش مهمی دارن
    مرسی…

  2. Shahab says:

    درست می گی. این قسمت آخر از خصومت شخصی من با کلمه روشنفکر می آد! یک عده آدم که لامپ شصت توی کلشون روشنه. برای من بین کلمه بورژوا و روشنفکر و صافکار فرقی وجود نداره. سعی کردم کلمه آگاه رو استفاده کنم به جای این داستان و فکر کنم گفتن نئو روشنفکر بیشتر یک جور متلک پرانی باشه! با نظرت موافقم و شاید بهتر باشه کلمه نوروشنفکر رو حتی به این قصد هم استفاده نکنم. ممنون که نظرت رو گفتی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: