حسین را از نو می نویسم

4791_96314556519_757071519_2006317_5680097_n copy copy

داستان حسین را از کودکی شنیده ام. از زوایای مختلف برایم تصویرش کرده‌اند. روایت مظلومیتش را شنیدن، ناامیدم می کرد. ناامید، نه از حسین که از راوی آن و جمعیت گریان که به گرد گور امید نوحه می خواندند. برای من اما، حسین  اسطوره امید بود. حسین چه خوب به پای هدفش ایستاد. چه زیبا ماندنی شد. چه خوب پیامش را رساند. چه خوب داستانی نوشت.  پیام مظلومیت حسین به هر آنکه می بایست برسد، رسید. پیامش ایستادگی در برابر ظلم بود.  ولی نه فقط ایستادگی و تا ابد ایستادگی کردن. پیام  اسطوره حسین برای من آنست که ایستادگی کن تا گاه فائق آمدن بر ظلم برسد. نه آنکه باید ایستاد و ایستاد و ایستاد و مظلوم ماند. برای ما همانقدر که ظلم بد است مظلومیت  هم بد است.. ایستادن، آنگاه که حرکت جایز است، بد است. بد

داستان حسین را می بایست که از نو بنویسیم. این بار، داستان، داستانِ حسینی پیروز است. حسین، اسطوره ای شاد. حسینی که پرچم سبزش به دست ، نه در بروهوت، که در خیابان های شهرهایی سبز گام برمی دارد. داستان حسینی که نه با هفتاد و دو تن  که با هفتاد و دو میلیون یار امید به پیروزی بسته است. حسین سده بیست و یکم. حسین ایران. حسین داستان ما شهرت یک جامعه است. اسطوره ای که یک ایران نگارنده داستانش هستند و برای و او و داستانش، پایانی خوش رقم خواهند زد. تصور اینچنین حسینی، خواب را از چشمانم می رباید و مرا با او آشتی می دهد چرا که پیوندها میان او و ایرانی بودنم می یابم . من چشم که به دنیا گشودم جنگ بود. خون بود و ظلم بود. اشک دیده ام و ظلم را می شناسم. من و نسل من و نسل های بعد از من،  دیگر ظلم را بر نمی تابیم. برای مردمی که من می بینم و هر روز بیشتر می شناسمشان تاریخ انقضای ظلم نزدیک است. ما برای فرزندانمان ، ظلم را به یادگار نخواهیم گذاشت. ما ایران را به حال خود رهانمی کنیم. زار نمی زنیم. تحمل نمی کنیم. ما داستانمان را خودمان می نویسیم و در پی پایانی شاد و پیروزیم. حسین نوین ما مظلوم نمی پذیرد. ظلم رفتنی است ، حق گرفتنی است و ما این را اثبات خواهیم کرد. به عمل

Advertisements

4 Responses to حسین را از نو می نویسم

  1. taymaz says:

    هل من ناصر ینصرنی؟

  2. بازتاب: سیزده آبان، روز ملی مبارزه با استبداد « شازه

  3. Heluci says:

    زیبا…تمیز…حرف ِ حساب

  4. Heluci says:

    اگر انگشتان ِ سبز کننده ای دانه ها را لمس کنند، هر جا که باشد، بلافاصله گلی می روید
    گزیده از متن ِ همین بلاگ

    ما تیستو های سبز انگشتی دنیایمان راگلستان می کنیم 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: