مذاکرات

اتفاقات اخیر در ایران و اعتراضات چشمگیر مردمی دارای اثرات غیر قابل انکار است. اگر به زمان بندی مذاکرات هسته‌ای دقت کنید درخواهید یافت که دولت های خارجی از این فشار وارد آمده بر دولت ایران نهایت استفاده را برای مذاکرات هسته‌ای می برند. دولت ایران به واسطه فشار اعتراضات و پخش شدن اخبار جنایات در تنگنا قرارگرفت و فرصتی که برای پایان بازی اش جهت ورود به مذاکرات لازم داشت را از دست داد. این به معنی پایان قائله هسته‌ای نیست و برآمده از اجبار ایران بر دادن امتیازی هر چند اولیه است
دوم اینکه سیاستمداران جمهوری اسلامی فرصت چندانی برای مذاکره ندارند. در ماه های آتی، ایران روزها و اتفاقات مهم داخلی را در پیش رو خواهد داشت. دهه فجر و ماه محرم مهمترین این ایام هستند که پتانسیل شکل گیری اعتراضات به مراتب بیش از پیش است. در ۳ روز عزاداری ماه محرم دولت ایران قطعا با مشکلات زیادی در قبال معترضان روبرو خواهد شد و می بایست تا پیش از آن تکلیف خود با بحران های برآمده از سیاست خارجی را مشخص نماید
اعلام مذاکرات ایران و اسرائیل هم ریشه در همین فشار ها دارد. اعلام این خبر فشار افکار عمومی را بر دولت ایران افزایش خواهد داد و منجر به برهم خوردن بازی های پیش بینی شده آتی حکومت ایران در مذاکرات خواهد شد. قطعا تکذیب این خبر کمک چندانی به خنثی کردن اثرات این خبر نخواهد کرد. مذاکره کنندگان ایرانی به تازگی در حال آموختن این درس هستند که استفاده از رسانه می تواند کوچکترین خبرها را به برگ برنده ای در مذاکرات تبدیل کند. مسئولان ایرانی هنوز برای استفاده از این ابزار به عنوان یک برگ برنده چه در داخل و چه در خارج از ایران ناتوانند. رسانه های داخلی اعتبار خود را از دست داده اند و تنها قشری از جامعه را تحت تاثیر قرار می دهند که به واسطه کمبود اطلاعات، دور افتادگی و فقردانش قدرت تحلیل اخبار را ندارند و آنچه می شنوند را می پذیرند. گرچه کنترل این بخش جامعه به لحاظ خبری تاکنون برای حکومت ایران ثمربخش بوده اما اعتراضات کنونی از طبقه متوسط جامعه برامده و تاثیرگذاری آن (در اقتصاد و سیاست گذاری داخلی) به مراتب بیش از طبقه مخاطب رسانه ملی است.  کمبود دانش در بدنه گرداننده رسانه های ایران و تصمیم گیرندگان آن چاره ای جز بستن و مسدود کردن کانال های ارتباطی و رسانه ای برای دولت ایران باقی نگذاشته. انتخاب استراتژی های اینچنینی از طرف تصمیم گیرندگان ایرانی به دلیل کمبود دانش و تخصص است والی اگر توان مقابله عملی با استفاده از همان ابزارها برای دولتی وجود اشته باشد چه نیازی است به بدنام کردن خود و صرف هزینه های هنگفت برای کنترل رسانه ها با زور و تهدید
اینک تاثیر افشای این خبر (چه راست و چه دروغ) دارای تاثیری متفاوت از اعلام چنین خبری پیش از انتخابات کذشته است. اصولا روکردن چنین برگی در حین مذاکره برای برهم زدن بازی طرف مقابل است و منجر به اتلاف وقت و انرژی طرف ایرانی در سامان دادن به واکنش های داخلی به آن خواهد شد و سیست های پیش بینی شده طرف ایرانی را تحت الشعاء قرار خواهد داد. در نظر داشته باشید که گفته شده در این مذاکرات طرفهای دیگر مذاکره مانند چند کشور اروپایی نیز حضور داشته اند. ایران به شدت در این مذاکرت در تنگنا قرار دارد و دو راه پیش رو خواهد داشت. دادن امتیازهای بیشتر یا خلق یک بازی جدید برای بر هم زدن این شرایط. راه دوم در شرایط فعلی بسیار دشوار است چرا که اگر ایران به روال گذشته خود از تاکتیک وقت خریدن یا فشار وارد کردن به طرف مقابل از طریق عوامل خارجی خود در عراق یا فلسطین و لبنان استفاده نماید خود را به شدت در موضع شکست قرار می دهد. آمریکا با رسانه‌ای کردن تمایل خود به حل مسئله ایران و وارد کردن کاراکتری چون اوباما (برنده نوبل صلح) و اروپا، با نشان دادن علاقه خود به مذاکره افکار عمومی را به نفع خود در اختیار دارند و هر حرکت ناشیانه‌ای از طرف ایران، ایران را از حل و فصل این مسئله به شدت دور خواهد کرد، مسئولیت آن را نیز به گردن ایران خواهد انداخت و متهم ساختن دولت به ناکارامدی را در پی خواهد داشت
بنابراین، دست آویزی به بازی های قدیمی هزینه هنگفتی دربر دارد و ایران ناچار است که در تعیین استراتژی جدید امیدوار به خلاقیت تصمیم گیرندگان سطح بالای خود باشد. انتخاب استراتژی جدید و خلاقانه که طرف مقابل را وادار به مکث نماید از حکومتی که رئیس جمهورش احمدی نژاد است، فقر دانش در آن بیداد می کند و بخش اعظم انرژی اش صرف کنترل اعتراضات و فشار داخلی است بعید به نظر می رسد. کما اینکه حضور فردی به نام احمدی نژاد که دارای تریبون جهانی است خود نه منفعت زا نیست که برای حکومت ایران دردسرساز نیز هست. احمدی نژاد نشان داده که در شرایط بحران نه تنها توانایی مدیریت بحران ندارد که خود بحران زاست. علاوه بر این دارای شخصیتی تفرقه ساز است تا توافق ساز. بی شک حکومت ایران در شرایط سختی به لحاظ تصمیم گیری قراردارد. مذاکرات ایران را در تنگنا قرارداده و پاسخ سوال بلی یا خیر است. رهبر ایران تاکنون هرگز خود را درموقعیتی قرار نداده است که بخواهد پاسخی را واضح بدهد.  شاید در لابی های ایرانی بیشترین جمله ای که این روزها رد و بدل شود این باشد که: وقت تنگ است

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: