هراس من مردن در سرزمینی است که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی باشد

روزهاست که مردم سرزمینم را می بینم که به پای تندیس غبارگرفته آزادی قربانی ها می دهند. چندی است که هزینه زنده نگاه داشتن حقوق انسانی سربه آسمان گذاشته است. عده ای بیشمار از هم وطنانم قیمت آزادگی را با خونشان می پردازند و عده ای دیگر به شیرکاکائو و ساندیسی می فروشندش. وقت انفعال به سر آمده دوستان من. وقت ترس و چشم پوشیدن از هرزگی و خودفروشی سرآمده. فاحشگان سیاسی سهام عدالت خرید و فروش می کنند. رایحه خوش خدمت  بوی اشک آور و خون را برایمان به ارمغان آورده. فرهنگ مهرورزی را تن فروشانی که عکس آقا به دستشان داده اند برایمان هدیه آورده اند. وه، که چه می کند این اسلام جعل شده در زیرزمین های کهریزک

این روزها، مهم اند. این روزها سرنوشت خواهند ساخت. پس ساکت ننشینیم و حرف بزنیم. بگوییم آنچه را که باید گفت و تعقل را به سکوت معنا نکنیم. احتیاط جایز است و همیشه بوده اما سکوت دیگر جایز نیست. تیم مقابل با همه بازیکن های بی تعصب و عاریه ای اش آمده تا بازی را به خشونت بکشد و سرکوب کند و بترساند. ترسیدن پاسخ ما نیست. بازی ما هر چه باشد، گفتگو قدم اول آن است. بیان ایده ها و در میان گذاشتن اندیشه ها. حالا وقت بیشتر وصل شدن است. این را می گویم چون نمی خواهم در سرزمینی بمیرم که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی باشد و اگر سکوت کنیم چنین خواهد شد

Advertisements

2 Responses to هراس من مردن در سرزمینی است که ساندیس هایش شیرین تر از آزادی باشد

  1. MASSOUD says:

    ایشالا که برای خنده این کارو کرده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: