به حرف بزرگ ترها گوش کنیم

صریح و بدون مقدمه چینی باید اعتراف کرد که بحران سیاسی پیش آمده در ایران اوضاع را به گونه ای پیش برده که فرصت اشتباه را از طرفین دعوا سلب کرده است. با این حساب، می توان در نظر داشت که جنبش مردم ایران امکانات لازم و کافی برای اشتباه نکردن را در اختیاردارد: منطق و شعوری که به وضوح در ماه های اخیر دیده شده، خلاقیت و به روز بودنی که اکنون ویژگی جنبش ماست و همچنین تجربه و پختگی. هر یک از این ویژگی ها در مقطعی، از اهمیت بیشتری نسبت به سایر شاخصه ها برخوردار می شود. از دید من، بهره بردن جنبش از تجربه افراد کهنه کار که مویشان را در سیاست چند دهه اخیر ایران سپید کرده اند،در این برهه زمانی، برگ برنده ای در دست سبزها محسوب می شود

جنبش سبز، حرکتی نیست که ظرف چند ماه اخیر شکل گرفته باشد. نقطه قوت این حرکت عظیم مردمی، در شجره نامه ای است که دیربازِ زندگی آمیخته به سیاست ایران را به امروزش متصل می سازد. این مسیر از جد بزرگی به نام انقلاب مشروطه آغاز می شود و با پدر بزرگی بنام مصدق و کودتای ۲۸ مرداد ادامه می یابد و  با پدری ملقب به انقلاب اسلامی دنبال می شود و به جنبش امروزی برآمده از نسل انقلاب منتهی می شود. تعجب نمی کنم  وقتی می بینم که بزرگ ترها برای اغلب اتفاقات ریز و درشت این روزها، از نسخه تاریخی مشابهی یاد می‌کنند. حال چه آن اتفاق مشابه در ایران افتاده باشد چه در کشوری دیگر، این تشابهات برایم قوت قلبی می شود. تاریخ را گاه در پی کسب تجربه یافته ام و گاه در پی بهره بردن از ثمره تجربیات گذشته. قوت قلبی که از آن سخن می گویم از این نشأت می گیرد که پیچیدگی شرایط و حساسیت وقایع روزها و ماه های اخیر، بیشتر به آن فصل هایی از تاریخ می ماند  که موعد نتیجه گیری است. اینکه می بایست از عجول بودن پرهیز کرد و گام ها را سفت و مطمئن برداشت، تداعیگر چنین مرحله ای است. روزهایی از تاریخ که همه ذهن ها متمرکز بر فعل به نتیجه رسیدن است. به یاد بازی شطرنجی می افتم، که آخر بازیش با مهره های کمتر اما پر اهمیت در جریان است. به بازیگری که در پی آچمز کردن مهره های کلیدی حریف است تا شاه پناه گرفته در ورای آخرین لایه های دفاعی را مجبور به ورود به بازی کند و قلعه اش فروبریزاند تا کیش های متوالی پیاده های خیابان، او را مجبور به پاسخگویی در دادگاه منطق کند

اینجاست که بازی خوانی اهمیت می یابد و تجربه و حافظه تاریخی به مدد بازیگر پیروز می آید. برای این است که می گویم این روزها به حافظه تاریخی و تجربه بزرگ ترها نیازمندیم. همینجاست که آن ها که از دیرباز با تندروهای افراطی خشونت طلب دست به گریبان بوده اند باید بازی خوانی کنند و بگویند که چه انتخاب هایی در گذشته منجر به شکست آنها شده است. این روزهاست که به جای بحث و درگیری باید گوش ها را تیزکرد و شنید که افرادی چون سحابی چه می گویند. همین روزهاست که چراغ راه آینده به کار می‌آید

این روزها از انقلابی بودن و فریاد زدن می بایست که فاصله گرفت و سند و مدرک های بی مصرف را در کشوی میزها نگه داشت. سنگ های بزرگ را به نیابت جمعیت بی شمار سبزها برنداشت و برای مردمی که جانشان درخطر است قرار ملاقات خیابانی نگذاشت. این روزها باید بزرگ تر ها را به میانه میدان دعوت کرد و فضا را برای سیاست ورزی مهیا کرد. باید به موسوی و حرکتش در صفحه سیاستی که خود از بازیگران قدیمی آن است اطمینان کرد و شیخ اصلاحات و خاتمی گرامی را که تاکنون بی عیب بازی کرده اند حمایت نمود. باید از بزرگ ترها و دنیا دیده ها و آنها که رفتار بلدوزرهای حکومت را می شناسند خواست که تجربیاتشان را به سبد خرد جمعی این جنبش بیافزایند. حق تاریخ را باید که پرداخت، با وقت شناسی، تمأنینه و اعتماد به انتخاب هایی که تاکنون کرده ایم. اینک، وقت آن رسیده که ورق تجربه را بازی کنیم

بیانیه شماره ۱۷ میرحسین موسوی – راه های برون رفت از بحران

عزت الله سحابی – نامه ای به هموطنان خارج از کشور

عزت الله سحابی- خشونت خواست حکومت است

حمید دباشی- میانگین خرد جمعی ما

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: