درباره کودتاچی

دست هایش کوتاه است. از فکر و شعاع دایره دیدش بگیرید و بروید تا عمرکودتایش. دست هایش انقدر کوتاه است که برای لمس کردن تن شما باید چوب دستش بگیرد. دستانش ناتوان از خلق اثری است که مردم دوست داشته باشند. از ناتوانی خودش است که چشم دیدن مردم را ندارد. آنهایی که می خواهد ببیند را انتخاب می کند و می چیندشان روی زمین، مثل سرباز پلاستیکی های کودکی، و از عکس خودش چاپ می کند و می دهد دستشان. اگر کسی از او سوالی کند و او مجبور شود که پاسخ بدهد همه می فهمند که او هیچ ربطی به آنچه نشان می دهد ندارد. اگر مجبور شود پاسخ دهد، چرت می گوید ولی با قیافه مطمئن. می خواهد جلب اطمینان کند. اطمینان اینکه من انجامش می دهم، حالا چطورش را نپرسید که وقت نداریم و دشمن لب مرز است. اگر دشمنی لب مرزها نبود، آن دورتری ها را جـری می کند تا همه بفهمند چقدر اوضاع خراب است و فرصت برای  پاسخگویی تنگ. در نهایت همه می فهمند که او نقش بازی می کند. همه می فهمند که او بازیگر است. بازیگری با دستان کوتاه و روحی از درد فراگرفته و عقده هایی که ناگشوده به حال خود رها شده اند. کودتا چی همان کودک بداخلاقی است که وسط بازی می دود و یکی از گل کوچیک ها را ورمی دارد  و می گوید بابام گفته تو کوچه فوتبال بازی نکنید. همان است که می روی جلویش و می گویی اگه دلت می خواد بازی کنی بیا و بگو منم بازی. بازی رو دیگه چرا بهم می زنی؟ می خوای تنهایی بازی کنی؟ آره … آره؟ خوب برو توی حیاطتتون با دیوار بازی کن. کودتاچی اگر به بازی مردم وارد نشد باید برود بگردد و جایی را پیدا کند که هم محله ای ها برای حرف هایش تره خرد کنند و عاشق شاخ و شانه کشی اش باشند. برود آن جنوب های لبنان، یا پیش همان هایی که  پول اسلحه و نفـتشان را می دهد. برود آنجاها و حرف هایش را برای آنها بگوید تا همه برایش کف بزنند. اینجا کسی برای او کف نخواهد زد. چون شرط اول ایرانی بودن، انسان بودن است

.

گفته اند پروانه فیلم اصغر فرهادی را به خاطر حرف هایش لغو کردیم. بعد می روند در مصاحبه های پرشکوه جهانی اعلام می کنند ما در ایران آزادی بیان داریم. همه آزادند حرف بزنند. همه یعنی چند نفر؟ شما خودتان که همه نیستید! شما عده ای هستید، بین همه. احاطه شده اید با همه. شما مردم نیستید. مردم آنهایی هستند که ضد شورش هایتان را از لایشان رد می کنید. بی خود بهانه نگیرید. شما با دوربین بدید. چرا؟ چون ضبط می کند. تاریخ را. لحظه ها را. شما را. ما را. دوربین بد است؟ می خواهید خودتان بروید پشت و جلوی دوربین، فیلمتان را بسازید و بازی کنید. شما زیادی عشق سینمایید. و چقدر هم عقـبید! حالا گیریم اصغر فرهادی نتواند فیلم بسازد، باران را هم ممنوع التصویر کنید، تک تک موبایل های ایران را که نمی توانید جمع کنید. تلفن همراه مردم حقیقت ها را ثبت می کند. مردم همیشه دنبال حقیقت می گردند. همیشه. حتی گول خورده ها. پس همه فیلم های هم را دوست دارند و نگاه می کنند وقتی واقعیتی را نشان می دهد. فیلم های فیلمسازان ایرانی را میلیون ها نفر دیده اند و آن قدر با جان و دل دیده اند که می دانند با دوربین موبایل در دستشان چگونه حقیقت را به تصویر بکشند. اصغر فرهادی یک نفر از ما هفتاد میلیون انسان است. شما دارید با ما زووووووووووووووو بازی می کنید؟ بچه شده اید؟

.

خودم پرسیدم که کامران دانشجو کیست؟ خودم هم می گویم کامران دانشجو مهم نیست. این تقلب است که مهم است. بر سر کامران دانشجو چه خواهد آمد؟ مهم نیست. همان که بر سر دیگر متقلبان تاریخ آمده است. متقلب، فرصت طلب است. هرزه است. متقلب حاضر است شرافتش را روی برف پاک کن ماشین ها بگذارد تا تکان تکان بخورد. شرافت یک انتخاب است. شریف کسی است که قدر شرافتش را می داند و قدر انتخاب را می داند و حقش را به متقلب ها نمی فروشد.  دار و دسته کودتاچی ها پر از انسان هایی است که شرافتشان را به یکدیگر فروخته اند و برای یکدیگر هم ذره ای شرافت خرج نمی کنند. دارودسته کودتاچی را بی شرافتی زمین خواهد زد. بی شرافتی، به بی شرافت هم وفادار نیست.  متقلب ها باید بیاموزند که شرافت ماندنی است و باشرف ها هم بدانند که شرف را باید تولید کرد و به دیگران آموخت

جهانگیر کوثری و رخشان بنی اعتماد

.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: