نـکنیـم

 

هیــــس

اومد

.

می رفتم وسط کلاس با قیافه مصمم. بچه ها همه ساکت. برپا. خیلی ممنون. بفرمایید. و من زیرچشمی نگاه می کردم به بچه ها و چشم ها نیش خند می زدند و می رفتم سرکلاس خودم. سوم راهنمایی وقتی مبصر بودم از لای در کلاس اولی که ته حیاط بود، بیرون رو نگاه می کردم و هر وقت معلم از پله ها می اومد پایین خبر می دادم و عربده ها قطع میشد و همه ساکت می شدن

.

یاد معلم ورزش کلاس اول دبیرستانم می افتم که چون دیرش شده بود و کار داشت، مسابقه ی فوتبال بین ما و سومی ها که براش جون داده بودیم رو با شیر-یا-خط تمام کرد و ما بازی رو باختیم. بچه ها با بغض و گریه دنبالش راه می رفتن و می گفتن که آقا تو رو خدا بذارید بازی رو تمام کنیم! راه می رفت به سمت در و می گفت کار دارم. توی بنگاه کار می کرد! و من هنوز، بعضی وقت ها که این داستان یادم میاد، به خودم فحش می دم که چرا سکوت کردم؟! چرا نرفتم جلوش و توی قاب در وایسم و بگم که نباید بری! خاطره هایی که در اون ها من در قبال حقم سکوت می کنم آزار دهنده ان. سکوت کردن، بعضی اوقات بدترین و اشتباه ترین کارهاست، به ویژه وقتی که حرف حقی داشته باشی و نزنی

.

جدیدن نسبت به دیدن خون، بدنم و روحم، عکس العمل های تازه ای نشون میدن و پیامشون رو می فهمم. از من عاجزانه می خوان که به تصویر خون خیره نشم و به افسردگی که خبرها با خودشون جابه جا می کنن مجال وارد شدن ندم. اما در عمل نمیشه.نمی خوام منم یکی باشم که به چاقو کش و جنازه خونی خیره شده! بی تفاوت! عادی! انگار از قدیم همین بوده! من هم که خواب! تو هم که افسرده!

.

فقط یک راه می مونه و اون اینه که این اتفاق ها نیفته. همه کس و همه چیز برن سرجای خودشون. این آرزوی همه ماست. نه؟ و یک راه هم بیشتر به مغز من خطور نمی کنه و اون اینه که سکوت نکـنم. سکوت و حبس کردن حقیقت نباید تبدیل به یک امر عادی بشه. من به عنوان یک انسان و در ساده ترین شکل ممکن، در مقیاس و اندازه یک فرد، حداقل می تونم سکوت نکنم. می شه حرف زد. به عنوان یک انسان این حق رو به خودم می دم که یک دقیقه هرچی دلم می خواد بگم، اون رو ضبط کنم و توی صفحه فیس بوکم بذارم. می تونم بخندونمتون، می تونم صدا در بیارم، می تونم صدا پخش کنم. هرچقدر هم دست و پا بسته و خسته و به هم ریخته هم که باشم- که نیستم- می تونم یک دقیقه سکوت نکنم

.

دوستای خوب و عزیز و شبکه اجتماعی دوست داشتنی من! ما در زمینه های مختلفی با هم توافق یا مخالفت داریم. اما در یک چیز اشتراک ژرف و انسانی داریم. من مطمئنم، که همه ما وقت و توان این رو داریم که یک دقیقه سکوت نکنیم. به احترام ایده آلی که در سر داریم، خواه در قواره حرف و خواه با صوت، چه با تصویر یا یک جمله.  بیاید به احترام چیزی، فکری یا کسی یک دقیقه یا به اندازه هر واحد دیگه ای، سکوت نکنیم

 



Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: