خیالی ها

خیال که زیست می بخشد، خیال که می سازد، خیال که می رباید، خیال که ویران می کند

نباشد آنکه خیالش منجمد

نبیند آن تهی ز خیال، چِـشم

نشان خیالم بده، که من بنده خیالم، ای خیالی ترین خیالی ها

.

چشمانشان می بندند و دوباره که باز می کنند، دلشان زخم برداشته اما روحشان  سیر است. به فاصله چشم برهم زدنی و به قدر خیالی. به فاصله پلکی که بشیند و پاشود. خیال پیماها در رفت و آمدند. می دانند که جهان پر است از آن چیزها که نیستند. خیالی ها خبر از نبوده ها می آورند. دردشان خشکی لبانشان است  و می خوانند که: پلک به پلک،  دلمان پرتر و دستهامان خالی تر، این داستان ماست، داستان ما خیالی ها

.

ادامه دارد

Advertisements

One Response to خیالی ها

  1. هلیچ says:

    جهان پر است از آن چیزها که هستند ، زنده در خیال…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: