ماشین

چروک ها دور هم جمع شده اند و درباره نیاز به پاک کردن طرح ها از روی آستین-کوتاه ها و گل ها از دامن-کوتاه ها بحث می کنند. چند چروک، بحث طراحی ماشین شستشوی جدیدی را به میان می کشند. چند چروک دیگر می گویند که ماشین رنگرزی در مقطع کنونی لازم تر است. دو گروه دیگر که تعدادشان از بقیه کمتر است نظرهای متفاوت تری دارند. یک گروه می گوید که شستشو کافی است و گروه دیگر مصر است که باید لباس-کوتاه ها را از نو دوخت. کار به جایی می کشد که همه برسر هم می کوبند و عربده کشی می کنند و چروک تر ها پادرمیانی می کنند. در نهایت توافق می شود که طرح ها را با هم ادغام کنند. تعدادی کارگروه تشکیل ، و بعد از مدتی طرح جدید آماده می شود. طرح جدید، ماشینی است با روندی سه مرحله ای. در مرحله اول، همه لباس ها با رنگبَر شسته می شوند، مرحله بعد شامل آبکشی و رنگبَـری نهاییست، و مرحله آخر، رنگرزی که در چهار مرحله انجام می شود. در پایان هم ماشین، لباس ها را خشک می کند. خروجی ماشین، لباس هایی یک اندازه و بی رنگ است. بحث می شود که بعد از خروج لباس ها از ماشین، طرح های مشترکی به صورت دستی روی لباس ها چاپ شوند. طرح تصویب و پس از مدت کوتاهی آماده بهره برداری می شود

.

صبح روز اول بهره برداری، خیابان ها مملو از کت – شلوار ها و مانتو-روسری هاست که دست آستین کوتاه ها و دامن-کوتاه هایشان را گرفته اند و به سمت ماشین هایی که در هر محله مستقر شده اند می برند. آستین کوتاه ها پف دارند و طرح روی سینه شان رنگ-رنگیست. بعضی هاشان خوش دوخت و بعضی ها غوز کرده و آویزانند. دامن -کوتاه ها هم همین وضع را داند. بعضی هاشان ترگل-ورگل و بعضی هاشان کج و کوله. کت و شلوارها با عجله دستشان را گرفته اند و می کشندشان اما مانتو روسری ها کمی مهربانترند. در ماشین ها باز است و آهنگ می زنند و ورودیشان پر است از لباس های رنگ و وارنگ. محفظه ماشین پر شده از آستین کوتاه ها. دم محفظه، چروک ها ایستاده اند و دامن و آستین-کوتاه ها را از هم سوا می کنند و هر کدام را در محفظه ای جدا می اندازند. کت-شلوارها و مانتو-روسری ها به آستین و دامن کوتاه هایشان لبخند می زنند و دست تکان می دهند. درب محفظه ها بسته می شوند. از داخل ماشین صدای سرود و خنده و جیغ می آید. چراغ نارنجی محفظه ها روشن می شود و لباس-چروک ها، از کت-شلوارها و مانتو-روسریها می خواهند که بروند تا ماشین ها و آن ها بتوانند کارشان را بکنند

.

ظهر شده و همه نگران برگشته اند. نیم ساعتی صبر می کنند و ماشین با تاخیر کارش را تمام می کند. محفظه تکان های شدید می خورد و این باعث نگرانی کت و مانتو ها شده است. چروک ها می گویند نگران نباشید. صدای زنگ پایان کار ماشین به صدا درمی آید و چراغ نارنجی خاموش می شود. درب محفظه باز هم با تاخیر و با زحمت زیاد و عرق ریختن چروک ها تقه می کند و با فشار باز می شود. چند لحظه سکوت را، صدای جیغ و خنده آستین و دامن-کوتاه ها می شکند. جمعیتی از محفظه بیرون می دوند که با دیدنشان همه تعجب می کنند. چروک ها با شلنگ به جانشان می افتند و می خواهند مانع از خروجشان شوند. صدای جیغ و گریه می آيد و چروک های رده بالا با نگرانی و عصبانیت با هم جر و بحث می کنند و این ور آن ور می دوند. طرح ها جسته گریخته پاک شده اند، اما بیشترلباس-کوتاه ها رنگی تر از گذشته اند

.

دوباره صبح شده و چروک ها عصبی در خیابان ها بالا و پایین می کنند. بند رخت خانه ها پر است از آستین-کوتاه های آویزان رنگی و دامن های کوتاه های گل-گلی. رنگ، همه جا را برداشته و تنوع، چروک ها را دیوانه کرده است. چروک های متفکر با هم جر و بحث می کنند و طراحان ماشین را مقصر می دانند. چروک های قدیمی تر درگوشی به هم می گویند که اوضاع خراب است. طراحان می گویند ماشین ها درست کار کرده اند و یک بار دیگر باید مراحل را طی کرد. چروک های تحلیل گر اما معتقدند که مشکل، قابل حل نیست. کار از کار گذشته و دیر شده است. لباس ها زنده تر از گذشته می خندند و به هم می گویند که چیزی اشتباه نشده، ماشینی که چروک ها ساخته اند درست کار کرده اما لباس های کوچک ما، به هم رنگ داده اند

Advertisements

One Response to ماشین

  1. boo says:

    afarin shazeh

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: